X
تبلیغات
کتاب موبایل ( مافیا )
نويسندگان
به اطلاع هواداران و بازدیدکنندگان مافیا میرساند هر گونه شایعه ای دال بر کاندید شدن اینجانب برای ریاست جمهوری کذب محظ است من الله توفیق
[ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 21:18 ] [ محمد رضا ]
امروز توی موزه جانورشناسی دانشکده علوم دانشگاه فردوسی...جاتون خالی کلی حال داد  اینم دوست جدیدمه حالا بگین من خوشگلترم یا دوستم؟

[ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:8 ] [ محمد رضا ]

از راست : پدرم سید عبدالکریم خطیب - سید سلیمان خطیب پسر عمه م و سید مجید خطیب عموی پدرم



ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 20:28 ] [ محمد رضا ]
مشهد- احمد اباد - کوچه بابک...بهش میگن کوچه عشاق...قشنگه نه؟

[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 19:11 ] [ محمد رضا ]

اینم از وضع جوونای این مملکت ببین کشورو کیا باید در اینده اداره کنن...پسره تو فیس بوک استاتوس زده:

یکی از تفریحات سالمم اینه که هر چند دقیقه به یه شماره ناشناس اس ام اس میدم که (( جنازه رو کجا چالش کنم؟ )) اینقده حال میده طرف سنگکوب میکنه :|

این بود ارمانهای امام راحل؟ نه واقعا این بود؟

اینترپلیهای عزیز این مال خودمه  گیوتین

[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 21:14 ] [ محمد رضا ]
بر و بچ اینترپل خواستم بگم کارتون خیلی درسته  چون الان یکی از بچه ها تعریف میکرد میگفت روز اولی که اومدم دانشگاه هنوز هیچکسو نمیشناختم به یه دختره سلام کردم هفته بعد زنداییم که تو دانشگاه خیام بود فهمیده بود  حالا من فقط این سیستمتون رو کشف کنم اونوقت سروکارتون با اینه  :

بله  گیوتین  این دستگاهیه که زمان انقلاب فرانسه بین سالهای ۱۷۹۳ در دوران وحشت سر ۴۰ هزار نفر رو زد  حالا شما خودتونو اماده کنین  اون تخته رو میبینین توی عکس سمت چپ؟ البته این ماکتشه..متهم میاد باسینه روی اون دراز میکشه و سرشو میکنه داخل اون دایره بعد دستاشو از پشت میبندن و خودشم با طناب محکم به تخته میبندن..بعد اون ساطور که به یه وزنه سنگین وصله رو یکی میکشه بالا و یهو ولش میکنه  بله سر میفته توی اون سبد

داوطلب نداریم؟

[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 19:18 ] [ محمد رضا ]
اخه چرا اینقد نظرهای کنایه امیز میذارین؟ من چیکار کنم؟ وقتی نمیذارن دیگه کتاب بذارم خوب شما میگین چیزی ننویسم؟ به خدا وقتی به روز نمیکردم میگفتین چرا هیچی نمیذاری دلمون گرفت...خوب من تابع شمام شما بگین مطلب بذار من میذارم نگین نذار نمیذارم...اما باورکنین دیگه کتاب نمیشه گذاشت..خوب اون وقت یه سری تایپیست بودن کتابها رو تایپ میکردن اما الان اینکارو نمیکنن...خوب میخواین هیچی نذارم؟ دوستانی که میگن مافیا چیزی نمونده ازش...این وب الان سال پنجمشه...به این زودیا تموم نمیشه...با نیومدن ایکس و ایگرگ این وب از رونق نمیفته...والا...اما مسئله دوم...بابا این دخترای کلاس ما تو اینترپلن...اطلاعات مخفی دارن  وب منو از کجا پیدا کردین اخه؟  امروز یهو برگشتن میگن عجب وبلاگ توپی داری  منم مات موندم واویلا اینا از کجا فهمیدن؟ حتی پسرا نمیدونستن این قضیه رو  بدتر از همه اینکه حالا پست قبلیو دیدن دیگه نه جزوه میدن نه تو امتحان میرسونن  بیاین یه امروزو اتش بس...فردا دوتا امتحان داریم برسونین بعد من هرجا بگین میام شما منو بکشین  از اطلاعات مخوف دخترای کلاس هم این که یکی از دخترا گزارش کار ازمایشگاهشو برداشته گل و بلبل کشیده و بامداد شمعی تزئین کرده وپاپیون زده (!) بعد یه شیر پاک خورده ای از پسرا برداشته عکس گرفته گذاشته فیس بوک...تازه با اسم مستعار گذاشته من موندم چطوری اینا فهمیدن  خوب واسه مون جالبه وقتی گزارش کارهای مارو استاد نگاه نمیکنه از بس خط خطی و داغونه و اونوقت یکی گزارش کار علمیش مثه کارت عروسی میمونه خوب معلومه برامون جالبه اما خودتونم میدونین که من توی کلاس شما نبودم اون روز...امروز جزوه یکیشونو گرفته بودیم میدوید دنبالمون که عکس نگیریم ازش  تازه کمتر از ۱۲ ساعت فهمیدن  سازمان سیا اینطور جاسوس نداره به مولا  میگم این نظرات پستها مشکوکه یهو اینهمه ادم جدید از کجا پیدا شدن..نگو قضیه اینه...اشکال نداره حالا که فهمیدین بدونین اینجا اوضاش از پارک دایناسورها هم بدتره ها  پست قبلی م فقط یه شوخی بود...خوب واقعا هم بوده...تازه توی نظرات به پسرا هم تیکه انداختم...

میگم چت مخن میگن نه...غیر از دوتای اخری بقیه پستهای قبلیم از جملات طنز فیس بوکی بوده...اونوقت اینا فکر کردن کار خودمه میگن تو کی اینکارو کردی  میگن تو دروغگویی  بابا بیخیال...شما شاید شش ماهه منو میشناسین بچه های اینجا ۵ ساله با من زندگی کردن

اما بدونین اگه شما اینترپلین ما اونترپلیم...به زودی هم فیس بوک اون دخترای گیاه پزشکیو پیدا میکنم هم فیس بوک اون طرفی که جزوه گذاشته توفیس  تا اخر شب صبر کنین پیامش براتون میاد  اینا میدونن و شما نمیدونین که ما خییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی بالاییم داداش

[ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 ] [ 18:58 ] [ محمد رضا ]

امروز تو کلاس ژنتیک استادمون دکتر سخاوتی که خیلی استاد باحالی هم هست داشت راجب همانند سازی DNA صحبت میکرد که یهو برداشت گفت بچه ها راجب این مبحث توی فوق لیسانس خیلی بیشتر میخونین البته اگه الان هم مایل باشید میتونید به کتابهای لاتین در این زمینه مراجعه کنین. من پرسیدم استاد منبع فارسی خوب داریم که بریم بخونیم از روش برای اطلاعات بیشتر؟ گفت اره کتاب مبانی ژنتیک نوشته ( نویسنده ش یادم نیست ) بهترین کتاب در زمینه ژنتیک به زبون فارسیه اما اگه زبونتون رو تقویت کنین و به منابع لاتین مراجعه کنین این بهترین کتابه...همون لحظه یکی از دخترهای کلاس که جلو نشسته بود یهو برداشت گفت: استاد منبع فارسی خوب برای اطلاعات بیشتر سراغ ندارین بهمون معرفی کنین؟!!!!

اینم قیافه من :|

استاد :|

خود منبع :|

مدیر دانشگاه :|

استاندار بوشهر :|

زلزله های اخیر ایران :|

شهردار پاریس :|

مدیر بلاگفا :|

روح عسل بدیعی :|

بند سوم قانون اساسی :|

م. مودب پور :|

DNA :|

[ یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ] [ 19:44 ] [ محمد رضا ]
رفتم خونه خاله م یه دقیقه بشینم که پسر خاله شش ساله م اومده میگه یه کاری بگم میتونی بکنی؟ منم واسه اینکه دلش نشکنه گفتم اره بگو ...گفت این یه بازیه میتونی زبونتو بدی بیرون و تند تند نفس بکشی؟ خیلی باحاله...منم باز برای نشکستن دلش گفتم باشه بیا...همین که انجام دادم گفت : افرین رکس...بدو بگیرش...
:|
اینا بچه نیستن که هیولان
[ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 23:30 ] [ محمد رضا ]
باور کنین اینی که میگم راسته...توی تاکسی دوتا دختره سوار شدن که راننده بهشون گفت کجا تشریف میبرین؟ یکیشون برداشت گفت میریم کفش بخریم
:|
[ جمعه سی ام فروردین 1392 ] [ 21:35 ] [ محمد رضا ]

.: Weblog Themes By YoUrtHem :.

درباره ما

از اینکه این وبلاگ رو برای دیدن انتخاب کردید ممنونم.
امکانات وب